وصیت‌نامه شهید؛

برادرم تا زنده هستی زیر بار ظلم نرو

شهید غلامعلی فتحی در وصیت‌نامه خودنوشت: آدمی یک روز آمده و یک روز هم از دنیا می‌رود، چه‌بهتر که مرگ و شهادت انسان در راه الله باشد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صدای‌ماشکید»، شهید غلامعلی فتحی متولد یک فروردین‌ماه ۱۳۴۱ در شهرستان زابل در تاریخ ۱۰ خردادماه سال ۶۲ در شوش بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید پیکر پاک این شهید بزرگوار در گلزار شهدای زابل آرام‌گرفته است.

این شهید در وصیت‌نامه خود نوشته است؛

بسم‌الله الرحمن الرحیم
بسم رب الشهدا
خدمت پدر و مادر مهربانم سلام فراوان می‌رسانم و امیدوارم از خداوند متعال که زندگی را در پناه ایزد یکتا به خوشی و سربلندی به پایان برسانید خدمت خواهران عزیز و مهربانم سلام زیاد می‌رسانم. خدمت برادر رشیدم سلام فراوان می‌رسانم. پدر و مادر گرامی می‌دانم که چقدر سخت است از این که خبر شهادتم به گوشتان برسد. خبر شهادت و ازدست‌دادن تنها پسر بزرگتان که او را از دل‌وجان دوست داشتید و ۲۰ سال تمام در پای او رنج و مشقت کشیدید، تا اینکه روزی عصای دستتان گردد.

مادر عزیزم از این که در زندگی به حرفت گوش نمی‌کردم، مرا ببخش. مادر عزیزم من دوست داشتم روزی شود که بتوانم تو را خشنود سازم و اندکی از زحماتت را جبران نمایم، اما حیف که دست تقدیر دیگر امان نداد و من را از شما جدا نمود و اما تو ای پروردگار بزرگ، من هرچه از تو خواستم در زندگی به من عطا کردی حتی از شهادت در راه خودت را از من دریغ ننمودی. من چطور بتوانم از عهده شکر تو برآیم. پدر عزیزم می‌دانم که محبت من در دل تو بسیار است و رنج و اندوه ازدست‌رفتن من برایت سنگین است، ولی در راه الله و در راه به ثمر اسلام بسی ناچیز است و از درگاه خداوند باید تشکر کنی که این نعمت را بر شما ارزانی داشته و شما را از این ثواب برخوردار گردانیده است.

پدر عزیزم حال که از میانتان رفته‌ام، تو را به حضرت باری‌تعالی سوگند می‌دهم که مرا فراموش کن. پدر عزیزم از تو تشکر می‌کنم که همواره از کوچکی بر این که انسان شوم، مرا ترغیب و تشویق نمودی من از شما تشکر می‌کنم که در راه به‌انجام‌رسیدن مواهب و بخش شهی حضرت پروردگار مرا یاری دادی.

مادر عزیزم همچون پدر دلبندم می‌دانم که غم ازدست‌دادن فرزند برای مادر بسیار مشکل و دشوار است. اگرچه من بگویم (مادر فراموش کن) ولی می‌دانم که این امر برای مادر امکان‌پذیر نمی‌باشد، ولی مادر عزیزم عمر دنیا کوتاه است بالاخره آدمی یک روز آمده و یک روز هم از دنیا می‌رود چه‌بهتر که مرگ و شهادت انسان در راه الله باشد.

مادر عزیزم. از زحماتی که در مدت عمرم برایم کشیدی تشکر می‌کنم و از خدای باری‌تعالی خواهانم اجر و منزلت در بهشت را به شما عنایت فرماید. حال ای خواهران مهربان و گرامیم می‌دانم که برای شما هم بسیار سخت است که خبر ازدست‌رفتن تنها برادر بزرگتان را که سایه‌ای بر روی سرتان بود بشنوید، ای خواهران مهربانم انسان همان‌گونه که از خاک به وجود می‌آید امانتی است در روی زمین و بعد از مدتی چه زود یا چه دیر به همان خاک برمی‌گردد و از این بابت هم نباید نگران شد؛ ولی خوب این یک غم و داغی است که برای باز ماندگانش به‌جای می‌ماند، ولی خواهران عزیزم از خداوند آرزو دارم که به شما صبر و استقامت عنایت فرماید و غم ازدست‌رفتن برادرتان را از دلتان بیرون نماید.

اما تو ای برادر گرامیم می‌دانم که تو هم با آن سن کمت درک خواهی کرد که برادرت را ازدست‌داده‌ای و دیگر او را برای یک‌دفعه هم نخواهی دید برادر عزیزم از من نصیحت که تا زنده هستی زیر بار ظلم و زور نر وی، گر چه به قیمت جانت تمام شود.

کاش بزرگ می‌بودی و می‌دیدی که برادرت در مدت عمرش زیر بار ظلم و زور نرفت و می‌دیدی که چگونه در جبهه حق علیه باطل با بعثیون عراق و متجاوزین جنگید تا شهید شد و با نثار خونش سدی در جلوی متجاوزین عراق بنا نمود.

برادر عزیزم حال که مرا از دست دادی، سعی کن که خواهرانت با بودن تو سرافراز و سربلند باشند و هم چنین عصای دستی باشی برای پدر و مادرمان.

انتهای خبر/