مسیرهای تولید مواد اولیه بسته شد اما ایستادیم
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «صدایماشکید»، به نقل از پایگاه اطلاعرسانی راهآرمان، همیشه روزنههای امید وجود دارد. همیشه مردانی هستند که در هر شرایطی پای جنگ میایستند. گاهی اوقات نیازی نیست اسلحه به دست باشیم؛ گاهی اوقات در عرصه اقتصاد، برخی از افراد ایستادهاند و سیلی سختکار را میخورند؛ اما برای وطن ادامه میدهند.
اینجا امید هست. شاید در بیرون صدای موشکها باشد و در درون تحریمها و مشکلات اقتصادی، اما برخیها هستند که جنسشان از جنس ایستادگی است. میخواهم در کرمان، مجتمع لاستیک بارز را مثال بزنم. وقتی با محمد ضیایی، مدیر این مجموعه عظیم صنعتی، به گفتگو نشستم، دریافتم که جنگ همیشه اثرگذاری خودش را دارد. اما برخیها از جنس ایستادگی هستند.
این شروعِ گفتگویی بود با مردی که مدیریت بزرگترین مجموعه تولید تایر خاورمیانه را در سختترین روزهای اقتصادی و جنگی بر عهده دارد. نه از روی ناچاری که از روی تعهدی که به نیروی انسانی و وطن دارد. تعهدی که شاید برای خیلی از مدیران صنعتی، یک شعار باشد، اما برای او، یک راهِ زندگی.
محمد ضیایی با نگاهی به گذشته، انگار دارد تکتک روزهای اول را مرور میکند و از روزهایی میگوید که سال ۱۳۶۴ کلنگ بارز در یک بیابان خالی در کرمان زده شد. از ظرفیت ۲۵ هزارتنی که ۴۰ سال پیش شروع کردند و امروز به ۱۳۵ هزار تن رسیدهاند. از اینکه تنها کارخانهای هستند که این مسیر توسعه را طی کرده و امروز ۲۰۰ نوع محصول تولید میکنند و به تنها شرکت دانشبنیان فناور تولیدی کشور تبدیل شدهاند.
ضیایی با غروری که در صدایش موج میزد، از چهار کارخانهای میگفت که در آن زمان با ظرفیت ۲۵ هزار تن در کشور تأسیس شدند؛ کرمان، بیرجند، یزد و اردبیل. اما امروز بعد از ۴۰ سال، تنها بارز بوده که مسیر توسعه را طی کرده و از ۲۵ هزار تن به ۱۱۰ هزار تن رسیده است. این یعنی بارز در کرمان، با حمایتهای استانی و کشوری، توانسته رشد کند و امروز به یکی از بزرگترین شرکتهای تولیدی کشور تبدیل شود.
رکوردهایی که در سختترین شرایط ثبت شد
ضیایی از دستاوردهای بارز در همین شرایط سخت جنگ و تحریم میگوید: از ظرفیت تولید ۹۰ هزار تن که داشتند و طرح توسعه ۴۴ هزارتنی که تعریف کردند. از ۲۶ هزارتنی که انجام دادند و ظرفیت نصب شده در کرمان که به ۱۱۰ هزار تن رسید. از رکورد تولید روزانه ۳۱۱ تن در آذر ۱۴۰۳ که بیش از ۱۱۰ هزار تن در سال میشود. رکوردی که در سختترین شرایط ثبت شده و حدود ۳۰۰ نفر اشتغال ایجاد کرده است. جالب اینجاست که بهرهبرداری انجام شده، ولی افتتاح رسمی نکردهاند و منتظرند رئیسجمهور یا معاون اول تشریف بیاورند و افتتاح کنند.
وقتی جنگ آمد، ما ایستادیم
در ادامه وقتی از او دررابطهبا جنگ و اثرگذاری آن بر تولید پرسیدم گفت: بخش زیادی از مواد اولیهشان از طریق واردات تأمین میشد؛ اما بعد از بستهشدن مسیر ورودی از بندر شهید رجایی؛ مسیر جایگزین را پیدا کردند. از اینکه از هر مسیری که بود، مواد را آوردند و هزینهاش برایشان اهمیت نداشت. از گرانشدن مواد اولیه با تورم و افزایش نرخ ارز و بالارفتن قیمت تمام شده، تنها چیزی که مهم بود تولید بود و ایستادن در شرایط جنگ…
اما نکتهای که در کلامش موج میزد، این بود که باوجود کاهش ۵۰ درصدی تولید، حتی یک نفر از ۳۰۰۰ نیروی انسانیشان را اخراج نکردند. ضیایی از اولویتبندیهایی میگوید که برای عبور از بحران انجام دادند؛ تأمین مواد اولیه به هر قیمتی، مدیریت هزینههای جانبی، تعمیر بهجای تعویض قطعات، تشکیل تیمهای تخصصی تعمیراتی توسط خود همکاران بهجای برونسپاری و کاهش سرعت پروژه توسعه اما نه متوقف کردن آن. همه تلاششان برای بقا و ادامه تولید بود. برای اینکه تابآوری افزایش پیدا کند، برای اینکه نیروی انسانی بیکار نشود، برای اینکه التهابی در جامعه به وجود نیاید، تولید را متناسب با موجودی مواد اولیه تنظیم کردند؛ گاهی کاهش، گاهی افزایش، اما هیچوقت تولید را متوقف نکردند.
نگاه به آینده؛ کجا میخواهند برسند
ضیایی از برنامههای آینده بارز میگوید؛ از اینکه میخواهند ظرفیت را به ۲۵۰ هزار تن برسانند و حدود ۵۰ هزار تن از تولید را در بازارهای خارجی بفروشند. اگر مشکلات تأمین مواد اولیه و انرژی حل شود، تا پایان امسال به تولید ۳۴۰ تا ۳۵۰ تن در روز میرسند و برنامه جذب حداقل ۳۰۰ نفر جدید را دارند. امیدوارند پاییز امسال آزمون استخدامی برگزار شود.
با همه این مشکلات، ضیایی به آینده امیدوار است. از ۱۵ محصول دانشبنیان میگوید، از بالاترین سطح گواهی فناوری که از معاونت علمی ریاستجمهوری گرفتهاند، از تایرهایی که برای خودروهای برقی سواری و اتوبوس طراحی کردهاند، از مرکز تحقیقات و نوآوری که هیچوقت متوقف نمیشود. با لبخندی که امید در آن موج میزد، میگوید بارز در ۴۰ سال گذشته نشان داده که میتواند رشد کند و آینده از آنِ کسانی است که امروز میایستند و تلاش میکنند.
در پایانِ این گفتوگو، یک نکته برای من روشن شد…
جنگ اثرگذار است، تحریم سخت است، قیمتگذاری دستوری صنعت را میخورد، مشکلات اقتصادی فراوان است. اما مردانی هستند که در این میدان ایستادهاند. با سیلیِ سختکار و زندگی، اما برای وطن ادامه میدهند.
بارز در ۴۰ سال گذشته، از یک بیابان خالی به بزرگترین تولیدکننده تایر خاورمیانه رسیده است. در سختترین روزهای جنگ، تولید را رها نکرده، نیروی انسانی را حفظ کرده و مسیر توسعه را ادامه داده است و حالا برنامه دارد به قلههای بالاتر برسد؛ ۲۵۰ هزار تن ظرفیت، ۵۰ هزار تن صادرات، ۳۵۰ تن تولید در روز و ۳۰۰ نفر اشتغال جدید.
محمد ضیایی و تیمش در بارز، مصداق این جملهاند که جنس برخیها از جنس ایستادگی است.
انتهای خبر/

ارسال دیدگاه
انتشار یافته : 0