روایت یک شهر از شب‌های بیداری و همدلی؛

شب‌های حماسه زاهدان با عطر وحدت ملی

خیابان‌های زاهدان در این شب‌ها، به صحنه‌ای متفاوت از حضور مردمی تبدیل شده‌اند؛ حضوری که در آن، هیجان، نگرانی، غرور و حس تعلق به وطن، هم‌زمان در چهره مردم دیده می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صدای‌ماشکید» به نقل از «عصرهامون»، ساعت از ۱۰ شب گذشته اما خیابان‌های زاهدان هنوز بیدارند. از میدان آزادی تا خیابان دانشگاه، خودروها آرام‌تر از همیشه حرکت می‌کنند؛ نه به خاطر ترافیک، بلکه برای تماشای جمعیتی که آرام‌آرام بیشتر می‌شود. صدای بوق ممتد ماشین‌ها، نور چراغ خودروها و پرچم‌هایی که از پنجره‌ها بیرون آمده‌اند، حال‌وهوای شهر را تغییر داده است.

این شب‌ها زاهدان شبیه خودش نیست؛ شهری که معمولاً بعد از ساعتی مشخص آرام می‌شود، حالا تا نیمه‌های شب زنده مانده است. مردم دسته‌دسته در پیاده‌روها حرکت می‌کنند، بعضی‌ها ایستاده‌اند و فقط تماشا می‌کنند، بعضی‌ها فیلم می‌گیرند و عده‌ای هم در میان جمعیت شعار می‌دهند. نه خبری از جایگاه رسمی است و نه برنامه از پیش اعلام‌شده‌ای دیده می‌شود؛ اما شهر، خودش را وارد یک فضای متفاوت کرده است.

در یکی از خیابان‌های مرکزی، چند نوجوان پرچم بزرگی را بین خود گرفته‌اند و تلاش می‌کنند آن را بالاتر از جمعیت نگه دارند. کمی آن‌طرف‌تر، پسر بچه‌ای با صورت رنگ‌شده به شکل پرچم ایران، دست پدرش را گرفته و با هیجان به خودروهایی نگاه می‌کند که با بوق و چراغ‌زدن از کنار جمعیت عبور می‌کنند. مادرش مدام مراقب است از جمعیت فاصله نگیرد، اما خودش هم لبخند می‌زند و هر از گاهی تلفن همراهش را برای ثبت تصاویر بالا می‌آورد.

برخلاف بسیاری از تجمعات رسمی، اینجا مردم بیشتر از آنکه شبیه شرکت‌کننده‌های یک مراسم باشند، شبیه آدم‌هایی هستند که آمده‌اند کنار هم بودن را تجربه کنند. بعضی‌ها فقط ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند، بعضی‌ها آرام با اطرافیان حرف می‌زنند و عده‌ای دیگر با هیجان سرودها را زمزمه می‌کنند. همین تفاوت رفتارها نشان می‌دهد فضای این شب‌ها بیش از آنکه دستوری باشد، از دل احساسات عمومی شکل گرفته است.

در گوشه‌ای از خیابان، چند جوان صندوق عقب خودرویشان را باز کرده‌اند و بین مردم آب‌معدنی و شربت پخش می‌کنند. رهگذران بدون اینکه همدیگر را بشناسند، لیوان‌ها را دست‌به‌دست می‌کنند. کمی جلوتر، پیرمردی که چفیه روی شانه انداخته، روی جدول نشسته و با دقت جمعیت را تماشا می‌کند. هرچند کمتر حرف می‌زند، اما نگاهش نشان می‌دهد این صحنه‌ها برایش غریبه نیست.

حضور بی‌سابقه جوانان در تجمعات
یکی از نکات قابل توجه در این شب‌ها، حضور پررنگ دختران و پسران جوان است؛ نسلی که معمولاً درباره فاصله گرفتنش از فضاهای انقلابی و ملی صحبت می‌شود، اما حالا در متن جمعیت دیده می‌شود. برخی با لباس‌های ساده روزمره آمده‌اند، برخی پرچم ایران را روی دوش انداخته‌اند و بعضی دیگر فقط ترجیح داده‌اند در سکوت کنار جمعیت بایستند. اما نقطه مشترک همه‌شان، ماندن در خیابان و همراه شدن با فضای شهر است.

در شرایطی که جامعه دچار فشارهای اقتصادی، نگرانی‌های اجتماعی و اخبار متناقض می‌شود، مردم بیشتر از هر زمان دیگری به دنبال «احساس مشترک» می‌گردند؛ احساسی که به آن‌ها یادآوری کند هنوز تنها نیستند. شاید یکی از دلایل شکل‌گیری چنین شب‌هایی نیز همین باشد؛ تلاشی ناخودآگاه برای پیدا کردن همدلی در دل شلوغی‌ها و نگرانی‌ها.

در بخشی از خیابان دانشگاه، چند دختر نوجوان روی زمین نشسته‌اند و با رنگ، طرح پرچم ایران را روی دست کودکان می‌کشند. کمی آن‌طرف‌تر، گروهی از جوانان سرود «ای ایران» را با صدای بلند پخش کرده‌اند و جمعیت آرام‌آرام با آن همخوانی می‌کند. بعضی‌ها فقط لب می‌زنند، بعضی‌ها فیلم می‌گیرند و بعضی دیگر بی‌اختیار دست روی سینه گذاشته‌اند.

در میان جمعیت، چهره‌هایی هم دیده می‌شوند که حضورشان فضای خیابان را احساسی‌تر می‌کند؛ مادری که قاب عکس فرزند شهیدش را در دست گرفته، جانبازی که با کمک عصا آرام حرکت می‌کند و مرد میانسالی که مدام اشک‌هایش را پاک می‌کند تا کسی متوجه نشود. این تصاویر شاید کوتاه باشند، اما بیشتر از هر شعار و سخنرانی، بار احساسی این شب‌ها را منتقل می‌کنند.

با وجود ازدحام جمعیت، رفتار مردم آرام‌تر از چیزی است که انتظار می‌رود. خیلی‌ها مراقب کودکان‌اند، راه را برای سالمندان باز می‌کنند و اگر کسی در میان جمعیت دنبال همراهش بگردد، چند نفر برای کمک جلو می‌آیند. همین جزئیات کوچک باعث شده فضای این شب‌ها، فقط یک تجمع خیابانی نباشد؛ بلکه شبیه نوعی تجربه جمعی از همدلی و کنار هم ماندن به نظر برسد.

در ساعت‌هایی که شهر باید آرام و خلوت باشد، زاهدان هنوز بیدار است؛ با خیابان‌هایی که صدای سرود در آن‌ها می‌پیچد، پرچم‌هایی که در باد تکان می‌خورند و مردمی که شاید هرکدام دغدغه‌ها و مشکلات خودشان را داشته باشند، اما امشب ترجیح داده‌اند کنار هم بایستند.

خیابان‌هایی که دوباره مردم را کنار هم آوردند
امیرحسین نارویی، یکی از جوانان حاضر در این تجمعات، در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون» بیان کرد: فکر می‌کنم مردم بیشتر از هر چیز دنبال این هستند که حس کنند هنوز کنار هم‌اند. شاید خیلی‌ها مشکلات و گلایه داشته باشند، اما وقتی وارد خیابان می‌شوی و این جمعیت را می‌بینی، حس می‌کنی هنوز یک چیزهایی بین مردم مشترک است.

وی افزود: چیزی که من را بیشتر تحت تأثیر قرار داد، حضور خانواده‌ها بود. اینکه پدر و مادرها بچه‌هایشان را آورده‌اند تا این فضا را ببینند، یعنی دوست دارند حس تعلق به کشور و همدلی را منتقل کنند.

این شهروند زاهدانی ادامه داد: امشب کسی از آدم‌ها نمی‌پرسد چه سلیقه‌ای دارند یا از کجا آمده‌اند. همه فقط کنار هم ایستاده‌اند و همین شاید مهم‌ترین تصویر این شب‌ها باشد.

وی خاطرنشان کرد: شاید سال‌ها بعد خیلی‌ها جزئیات این شب‌ها را فراموش کنند، اما بعید است حس کنار هم بودن مردم در خیابان‌های شهر از یادشان برود.

روایت نسل جوان از شب‌های همدلی در زاهدان
ساناز لشکری، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد و از حاضران در این تجمعات، در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون» بیان کرد: فضای این شب‌ها فقط فضای شعار دادن نیست؛ بیشتر شبیه لحظه‌ای است که آدم‌ها می‌خواهند دوباره کنار هم بودن را حس کنند. وقتی می‌بینیم خانواده‌ها، جوان‌ها و حتی سالمندان در خیابان حضور دارند، یعنی هنوز حس تعلق به کشور میان مردم زنده است.

وی افزود: من امشب بیشتر از هر چیز به چهره آدم‌ها دقت می‌کردم. بعضی‌ها لبخند می‌زدند، بعضی‌ها اشک در چشم داشتند و بعضی‌ها فقط سکوت کرده بودند و پرچم را نگاه می‌کردند. همین واکنش‌ها نشان می‌دهد این حضور فقط یک اتفاق ساده خیابانی نیست و برای خیلی‌ها بار احساسی دارد.

لشکری ادامه داد: شاید نسل ما مدل حرف زدنش فرق کرده باشد، اما این به معنی بی‌تفاوت بودن نیست. خیلی از جوان‌ها هنوز وقتی صحبت از ایران و امنیت کشور می‌شود، احساس مسئولیت می‌کنند و دوست دارند سهمی در این همدلی داشته باشند.

وی خاطرنشان کرد: تنگه هرمز تا زمانی ک صلح جهانی برقرار بشود بسته خواهد ماند چراکه عامل اصلی بسته شدن تنگه آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی بوده‌اند و باید دست از این خباثت خود بردارند.

حضور خودجوش مردم در تجمعات شبانه، از جوانان و دانشجویان تا خانواده‌ها و رزمندگان قدیمی، نشان می‌دهد حس تعلق به وطن و روحیه همبستگی همچنان در جامعه زنده و پررنگ است.

انتهای خبر/