یادداشت؛

کرامت زن جلوه‌ای از حقیقت الهی

زن؛ حقیقت کرامت الهی، موضوعی است که بدون شناخت آن نمی‌توان جایگاه انسان، خانواده و تمدن اسلامی را درک کرد و این حقیقت در ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) به اوج معنایی خود می‌رسد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «صدای‌ماشکید»، حجت‌الاسلام‌والمسلمین اسدالله محمدزهی استاد دانشگاه سراوان در یادداشتی نوشت: جایگاه زن در اسلام، ریشه در نگاه توحیدی و کرامت‌بخش این دین الهی دارد؛ نگاهی که زن را نه کالا، نه ابزار تبلیغاتی و نه نیروی مصرفی، بلکه موجودی صاحب عقل، اراده، احساس و توانمندی‌های تمدن‌ساز می‌داند.

جایگاه زن در اسلام؛ کرامت و عقلانیت
در زمانه‌ای که جاهلیت زن را موجودی فرودست و بی‌ارزش می‌شمرد، اسلام با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) فصل تازه‌ای در منزلت زن گشود و حقیقت «زن بودن» را باکرامت، معرفت و ارزش آسمانی پیوند زد. ولادت بانویی که نه‌تنها دختر پیامبر بود، بلکه مظهر طهارت و نمونه کامل انسانیت شد، خود بهترین پاسخ به نگرش‌های نادرست درباره جایگاه زن در جامعه است.

حقوق و نقش اجتماعی زنان در منابع دینی
حقوق زنان در اسلام، برخلاف تصویرسازی‌های رسانه‌های غربی، مجموعه‌ای هدفمند و در راستای حفظ شأن انسان است. اسلام برای زن حقوقی همچون مالکیت مستقل، حق انتخاب همسر، حق تحصیل، حق فعالیت اقتصادی، حق مشارکت اجتماعی و حق بهره‌مندی از امنیت و احترام در خانواده قائل شده است؛ حقوقی که قرن‌ها پیش از جنبش‌های زنان در غرب به رسمیت شناخته شده بود.

تصویری که از مادران، دختران و زنان در منابع دینی ارائه می‌شود، نشان می‌دهد که زن در اسلام نه «محصور» و نه «وابسته» تعریف نشده، بلکه انسانی اثرگذار و مسئول در مسیر ساخت جامعه است. شخصیت حضرت زهرا (س) نمونه‌ای روشن از این حقیقت است؛ بانویی که در کنار معنویت، نقش‌محوری در خانواده، تربیت نسل و دفاع از حقیقت داشت.

زن در اسلام و رسانه‌های غرب؛ تقابل نگاه‌ها
اما در مقابل این نگاه کرامت‌بخش، غرب امروز باتکیه‌بر منطق سرمایه‌داری، زن را در چارچوب سود اقتصادی و بهره‌وری اجتماعی تعریف می‌کند. رسانه‌های غربی زن را به موجودی «نمایشی» و «مصرفی» تقلیل می‌دهند؛ موجودی که ارزش او در میزان جذابیت بازارپسند، حضور تبلیغاتی و قابلیت تبدیل به کالا در عرصه رسانه خلاصه می‌شود.

نظام سرمایه‌داری با شعار آزادی زن، او را از قیدهای خانوادگی رها نکرده، بلکه به زنجیرهای جدیدی بسته است؛ زنجیرهایی که او را به ابزارفروش، سرگرمی و سودآوری بدل می‌کند. در این نگاه، مادر بودن، همسر بودن یا تربیت نسل کارآمد، ارزش چندانی ندارد و همه چیز حول لذت، درآمد و رقابت می‌چرخد.

اینجاست که یک تحلیل تطبیقی میان «زن در اسلام» و «زن در رسانه‌های غربی» اهمیت می‌یابد. زن در اسلام، سرچشمه حیات معنوی و محور تربیت جامعه است؛ درحالی‌که زن در رسانه‌های غربی بیشتر به کارکردهای ظاهری و اقتصادی تقلیل‌یافته است.

اسلام زن را با عقلانیت، فضیلت، نقش‌آفرینی و مسئولیت اجتماعی معرفی می‌کند، اما جریان رسانه‌ای غرب باسیاست «نمایش»، زن را از حقیقت وجودی‌اش دور می‌سازد. در نتیجه، زن غربی در ظاهر آزادتر، اما در واقع وابسته‌تر و از درون خسته‌تر است؛ درحالی‌که الگوی اسلامی، آرامش، کرامت و هویت‌بخشی را اساس جایگاه زن می‌داند.

زن تمدنی؛ محور تربیت و پیشرفت جامعه
نقش‌زن در تمدن‌سازی نیز از مهم‌ترین مسائلی است که در نگاه اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد. در بسیاری از تحولات تاریخی، حضور زن مسلمان نقشی بنیادین داشته است؛ از تربیت شخصیت‌های بزرگ دینی گرفته تا نقش‌های اجتماعی در عرصه‌های علم، فرهنگ و جهاد.

تمدن اسلامی بدون حضور زنان فرهیخته و آگاه شکل نمی‌گیرد. حضرت فاطمه زهرا (س) نمونه کامل زن تمدنی است؛ زنی که اندیشه، عبادت، تربیت فرزند و حضور اجتماعی او، معیاری برای نسل‌ها شد. تمدن امروز ایران نیز بدون نقش زنان مؤمن، تحصیل‌کرده و مسئولیت‌پذیر قابل‌تصور نیست.

ولادت حضرت فاطمه (س) نه‌تنها جشن میلاد یک بانو، بلکه جشن تولد نگاه الهی به زن است؛ نگاهی که زن را محور حیات و اساس جامعه انسانی می‌داند.

امروز نیز جامعه ما برای حرکت به‌سوی آینده‌ای روشن‌تر، نیازمند تقویت همین نگاه کرامت‌بخش است؛ نگاهی که زن را موجودی توانمند، کنشگر و دارای رسالت تمدن‌ساز می‌شناسد. اگر این نگاه در خانواده، آموزش، رسانه و سیاست‌گذاری تقویت شود، جامعه ما بیش‌ازپیش به‌سوی رشد معنوی، ثبات خانوادگی و اقتدار ملی حرکت خواهد کرد.