پرستاران، پناه دلهای لرزان در روزهای جنگ
اینجا، میان بوی دارو و صدای دستگاههای پزشکی، پرستاری فقط یک شغل نیست؛ روایت هرروزه انسانهایی است که میکوشند در دشوارترین لحظات زندگی دیگران، چراغ امید را روشن نگه دارند.
برای کودکی که روزهای بیماری را در تخت بیمارستان میگذراند، پرستار گاهی همان کسی است که با یک لبخند، ترس از تزریق را کمتر میکند؛ برای مادری که شب را با نگرانی از وضعیت فرزندش به صبح میرساند، صدای آرام پرستار میتواند اطمینانی دوباره باشد و برای بیماری که از درد خسته شده، حضور کسی که بیمنت مراقبت میکند، معنایی فراتر از درمان دارد.
این تصویر، تنها بخشی از واقعیت حرفهای است که در آن، مهارت و دانش پزشکی باید با صبر، مسئولیتپذیری و توانایی همدلی همراه شود؛ حرفهای که در روزهای آرام و روزهای بحرانی، به یک اندازه به حضور انسانهایی متعهد نیاز دارد.
حضرت زینب(س)؛ روایت ماندگار صبر و مراقبت
روز ولادت حضرت زینب(س)، در تقویم فرهنگی ایران با نام روز پرستار گره خورده است؛ پیوندی که یادآور صبر، ایستادگی، مسئولیتپذیری و مراقبت از انسان در روزهای دشوار است.
حضرت زینب(س) در واقعه کربلا و حوادث پس از آن، در کنار رنج و اندوهی بزرگ، مسئولیت مراقبت از بازماندگان و انتقال پیام عاشورا را بر عهده داشت. در حافظه تاریخی و فرهنگی جامعه، نام ایشان با استقامت در برابر مصیبت و حفظ امید در دل روزهای تاریک پیوند خورده است؛ ویژگیهایی که با روح حرفه پرستاری نیز تناسبی عمیق دارند.
پرستاری نیز در بسیاری از لحظات، یعنی ایستادن در کنار انسانی که توانش تحلیل رفته، آرامکردن دلی که از نگرانی میلرزد و ادامهدادن مسئولیتی که گاهی فراتر از توان جسمی و روانی فرد به نظر میرسد.
با این حال، پاسداشت روز پرستار تنها به ستایش صبر و فداکاری محدود نمیشود. اگر جامعه از پرستاران انتظار دارد در سختترین شرایط، پناه و تکیهگاه بیماران باشند، باید به نیازهای حرفهای، روانی و معیشتی آنان نیز توجه کند؛ زیرا مراقبت پایدار از بیماران، بدون حمایت از مراقبتکنندگان امکانپذیر نیست.
.jpg)
در بخش هماتولوژی کودکان بیمارستان علیابنابیطالب(ع) زاهدان، قصه پرستاری با حساسیتهای دیگری همراه است. اینجا کودکان با بیماریهایی دستوپنجه نرم میکنند که گاه روند درمانی طولانی و دشواری دارند و خانوادهها، بهویژه مادران، روزهای پرفرازونشیبی را پشت سر میگذارند.
لیزا نورا، سرپرستار بخش هماتولوژی کودکان بیمارستان علیابنابیطالب(ع)، در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون» از روزهایی روایت میکند که نگرانی ناشی از جنگ، به رنج بیماران و دغدغههای خانوادههایشان اضافه شد.
وی افزود: در زمان جنگ، شرایط واقعاً سنگین شده بود. اضطراب و نگرانی در میان همکاران، بیماران و همراهان آنها وجود داشت و فضای بخش نیز با التهاب و نگرانی دوچندانی روبهرو شده بود.
نورا ادامه داد: کودکان بستری در بیمارستان، جدا از درد و رنج بیماری خود، با نگرانیهای تازهای مواجه شده بودند و خانوادههایشان نیز باید در کنار دغدغه درمان فرزندان، اضطراب ناشی از شرایط جنگی را تحمل میکردند.
وی تصریح کرد: در آن روزها، فشار روانی تنها متوجه بیماران و خانوادههایشان نبود؛ پرستاران نیز با نگرانیهای شخصی و خانوادگی دستوپنجه نرم میکردند.
سرپرستار بخش هماتولوژی کودکان بیمارستان علیابنابیطالب(ع) عنوان کرد: برخی از همکاران همسرانی داشتند که در مشاغل حساس مشغول فعالیت بودند و بعضی دیگر ناچار بودند فرزندانشان را در خانه تنها بگذارند و برای انجام وظیفه به بیمارستان بیایند.
وی افزود: حتی شنیدن یک صدای ناگهانی یا رسیدن خبری تازه میتوانست موج دیگری از نگرانی را به همراه بیاورد؛ اما در میان تمام این اضطرابها، یک مسئولیت همچنان پابرجا بود: «مراقبت از کودکانی که برای ادامه درمان به حضور پرستاران نیاز داشتند.»
وقتی هیچ شیفتی خالی نماند
نورا با تأکید بر حضور مستمر پرستاران در روزهای جنگ گفت: پرستاران در تمام این روزها حتی یک ساعت و یک روز هم از کار و وظیفه خود شانه خالی نکردند. ما شاهد بودیم که حتی یک بار هم شیفتی به دلیل نبود پرستار خالی نماند.
وی افزود: البته ایستادگی پرستاران را نباید به معنای بینیازی آنان از حمایت یا نداشتن ترس و اضطراب دانست. پرستار نیز انسانی است با خانواده، دغدغه و احساساتی که در شرایط بحرانی تحت فشار قرار میگیرد؛ تفاوت در این است که در لحظه انجام وظیفه، باید بتواند با وجود نگرانیهایش، مراقبت از بیمار را ادامه دهد.
سرپرستار بخش هماتولوژی کودکان بیمارستان علیابنابیطالب(ع) خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، حفظ کیفیت خدمات درمانی تنها به دانش و مهارت فردی وابسته نیست؛ همدلی میان همکاران، مدیریت فشار روانی و پشتیبانی سازمانی نیز اهمیت پیدا میکند.
.jpg)
وی بیان کرد: در بخش کودکان، گاهی آرامکردن مادر به اندازه مراقبت از خود کودک اهمیت دارد. مادری که از بیماری فرزندش نگران است، ممکن است با شنیدن هر خبر نگرانکننده، اضطراب بیشتری را تجربه کند؛ اضطرابی که میتواند فضای روانی اطراف کودک را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
نورا ادامه داد: تلاش میکردیم کودکان تا حد امکان اخبار را دنبال نکنند تا استرس بیشتری به آنها وارد نشود. کودکی که با یک بیماری سخت دستوپنجه نرم میکند، نباید نگرانی مضاعفی را هم تحمل کند.
وی اظهار کرد: پرستاران برای کمک به مادران، جلساتی برگزار میکردند تا بتوانند اضطراب خود را بهتر مدیریت کنند و با آرامش بیشتری در کنار فرزندانشان باشند. برای همکاران پرستار نیز نشستهایی در نظر گرفته شده بود تا فشار روانی ناشی از شرایط را کنترل کنند و با انرژی بیشتری به مراقبت از بیماران ادامه دهند.
سرپرستار بخش هماتولوژی کودکان بیمارستان علیابنابیطالب(ع) ادامه داد: مراقبت درمانی، بهویژه در بخشهای تخصصی کودکان، تنها به انجام اقدامات پزشکی محدود نمیشود. توجه به وضعیت روانی بیمار و خانواده، ایجاد فضای امن و کاهش عوامل تنشزا نیز بخش مهمی از فرایند مراقبت است.
وی افزود: کودک بیمار بیش از بسیاری از بزرگسالان به محیطی آرام و قابل اعتماد نیاز دارد و خانواده او نیز برای عبور از روزهای دشوار درمان، به همراهی و اطمینانبخشی نیازمند است. پرستار در چنین فضایی، علاوه بر وظایف تخصصی خود، نقشی ارتباطی و حمایتی نیز ایفا میکند.
نورا تصریح کرد: برای پرستاران معمولاً از شبهای بیداری، شیفتهای طولانی، خستگی و فداکاری گفته میشود؛ اما پشت هرکدام از این واژهها، انسانی قرار دارد که خود نیز به آرامش، استراحت، امنیت شغلی و حمایت نیازمند است.
وی گفت: پرستاری که در کنار تخت کودک بیمار میایستد، ممکن است همزمان نگران فرزند خود در خانه باشد. کسی که به مادر مضطرب اطمینان میدهد، شاید ساعاتی پیش خودش با نگرانی از خانوادهاش خداحافظی کرده باشد. با این همه، از او انتظار میرود تمرکز و دقت حرفهای خود را حفظ کند؛ زیرا کوچکترین تصمیم در محیط درمان میتواند بر سلامت بیمار تأثیر بگذارد.
نورا افزود: پرستاران در روزهای جنگ، با وجود تمام نگرانیهای شخصی و خانوادگی، تلاش کردند در کنار بیماران بمانند، مادران را آرام کنند و اجازه ندهند اضطراب بیرون از بیمارستان، بر روند مراقبت از کودکان غلبه کند.
پایان یک شیفت، آغاز امیدی دیگر
روز پرستار فرصتی برای دیدن واقعیتی فراتر از تصاویر احساسی و تقدیرهای رسمی است؛ فرصتی برای توجه به شرایط کاری پرستاران، تأمین نیروی انسانی کافی، کاهش فشارهای فرساینده، فراهمکردن حمایتهای روانی و بهبود امکاناتی که امکان ارائه خدمات باکیفیت را فراهم میکند.
قدردانی از پرستار زمانی معنای کاملتری پیدا میکند که در کنار احترام کلامی، به شرایطی توجه شود که او بتواند با آرامش و توان کافی به مراقبت از بیماران ادامه دهد.
در پایان هر شیفت، شاید خستگی در چهره پرستار باقی بماند؛ اما در بخش کودکان، قصهها تنها با پایان ساعت کاری تمام نمیشوند. نگرانی یک مادر، مسیر درمان یک کودک و امید خانوادهای که منتظر بهبود فرزندش است، همچنان ادامه دارد.
ولادت حضرت زینب(س) و روز پرستار، فرصتی است تا در کنار یادآوری ارزش صبر و مراقبت، به انسانهایی فکر کنیم که در لحظههای آسیبپذیری دیگران، کنارشان میمانند؛ انسانهایی که گاهی با یک اقدام تخصصی، گاهی با یک جمله آرامشبخش و گاهی فقط با حضور بهموقع خود، بخشی از بار سنگین بیماری را از دوش خانوادهها برمیدارند.
انتهای خبر/

ارسال دیدگاه
انتشار یافته : 0